يكشنبه 13 دي 1388

فروتني

بنام خالق بی ادعاها

وَلَوکانَتِ الأنبِیاءُ أهلَ قُوََّةٍ لاتُرامُ؛ وَ عِزةٍ لاتُضام وَ مُلکٍ تُمَدُّ نَحوَهُ اُعناقُ الَّجالِ؛ وَ تُشَدُّ اِلَیهِ عُقَدُالرَّجال لَکانَ ذالِکَ اُهوَنَ عَلَی الخَلقِ فی الاِعتُبار

وَاُبعَدَ لَهُم فی الاِستِکبارِ(الاِستکثار) وَلا مَنُو عَن رَهبَةٍ قاهِرَةٍ لَهُم، اَو رَغبَةٍ مائِلَةٍ بِهِم، فَکانَتِ النِّیّات مُشتَرَکَةً وَالحَسَناتُ مُقتَسَمَةً

نهج البلاغه؛ کوتاه سخنی از خطبه ١٩٢ یا قاصعه

اگر پیامبران الهی دارای هیبتی بودند که مخالفت با آنان امکان نمی‌داشت و توانایی و عزتی می‌داشتند که هرگز مغلوب نمی‌شدند و سلطنت و حکومتی می‌داشتند که همه چشمها به سوی آنان بود از راه‌های دور بار سفر بسوی آنان می‌بستند{اعتبار و ارزششان} در میان مردم اندک بود و متکبران در برابرشان سر فرود می‌اوردند و تظاهر به ایمان می‌کردند از روی ترس و یا علاقه‌ای که مادیات داشتند.

در آن صورت {نیتهای خالص} یافت نمی‌شد و اهداف غیر الهی در ایمانشان راه می‌یافت و با انگیزه‌ای گوناگون به سوی نیکی‌ها می‌شتافتند.از اعا تا عمل خیلی راه است

در ابتدای این خطبه بسیار طولانی حضرت علی علیه السلام اشاره خوبی دارد که من از نوشتن عربی آن گذشتم و آن اینکه در صورتی که خداوند پیامبران را با عزم و اراده قوی گر چه با ظاهری ساده و فقیر مبعوث کرد و با قناعتی که دلها و چشمها را پرسازد و هرچند فقیر و نداری ظاهری آنان چشم آنان چشم و گوشها را خیره سازد

و در ادامه می‌فرماید خداوند سبحان اراده کرد پیروان پیامبران و کتب آسمانی و صدیقین با فروتنی در عبادت تسلیم در برابر فرمان حق و اطاعت محض فرمانبرداری با نیت خالص تنها برای خدا صورت پذیرد و اهداف غیر حدایی در آن راه نیابد که هر مقدار آزمایش و مشکلات بزرگ‌تر باشد ثواب و پاداش آن گرنبهاتر خواهد بود.

این قسمت کوتاه خطبه قاصعه را خوب در ذهن نگهدارید و من پیرامون آن در پرانتز بگویم که این سخنرانی در روی پشت اسب و در سال 40 هجری برای خار شمردن(قاصعه) ارزشهای دوران جاهلی و قریش ایراد گردیده است، کمی بخودمان نهیب بزینم که پیامبر برای چه ارزشهایی آمده و ما با چه ارزشهایی داریم زندگی می‌کنیم!؟

البته در کل خطبه بی اندازه نکته وجود دارد اما در همین چند خط هم یک عالمه حرف است انسان را به لزره وا می‌دارد که من می‌خواهم به کوتاه نکاتی اشاره کنم.

ابتدا اراده و عزم قوی پیامبران یک ارزش برشمرده شده متاسفانه ما گاهاً و اشتباهاً به آن غد و سرسختی می‌گویم فرق این دو یعنی اراده و عزم قوی با غد بودن این است که یکی بر گفته و حق پافشاری می‌کند و دیگری بر مشتبه یا اشتباه، چرا وقتی در یک گفته اراده می‌کنید که حق است بر خود ترس راه می‌دهیم و از آن کوتاه می‌آیم و توجیه باطل مصلحت و ... روی آن می‌گذاریم

به اراده یک پیر مرد حق شناس و حق گو از صالحین توجه کنیم می‌بینید که با درس گرفتن از همین مکتب در کمال سادگی یک اراده پولادین دارد و همین اراده اوست که یک انقلاب را ایجاد می‌کند چون حقیقت را پیدا کرده و هیچ از آن کوتاه نمی‌آید اگر می‌خواست مصلحت اندیشی کند که بهتر بود مثل خیلی از علمای دیگر در خانه می‌نشست و به فقه و اصول و... می‌پرداخت ولی قیام کرد بر علیه زر و زور و استبداد و استعمار و استثمار و دیدید که با همین اراده قوی عزیز شد و پیروز

کاری که او کرد یک نمونه کار پیامبر گونه است پیامبر اسلام وقتی دعوت به اسلام می‌کرد فقط چند نفری گرد او بودند و همه ضد او و هیچ کس جرات نزدیک شدن به او را نداشت چون همه چیز خود را از دست می‌داد او در کمال سادگی و حتی نداری تبلیغ کرد و دست از هدف خود بر نداشت تا پیروز شد، موسی هم در آن فضای فروعنی با همین عزم خود بر حاکمان جور و ظلم پیروز شد پشت سر نهادن فراعنه و حکام

جور زمان اراده می‌خواهد اما فخرفروشی و بزرگ بینی نمی‌خواهد توهم نمی‌خواهد.

ابتدا با بصیرت و روشندلی باید حق را یافت سپس اراده پولادین داشت.

امام خمینی(ره) اراده و عزم قوی داشت ولی حشم و پول و ثروت و مقام و کاخ عاج نداشت و او با همین اراده بر ارتش مسلح شده شاه خائن بوسیله آمریکای جنایت پیشه پیروز شد

پس باید تربیتی داشته باشیم که ابتدا بر مدار حق حرکت کنیم فرزندان و آینده‌سازان ابتدا حق را بیابند سپس بر همین مدار حق عزم خود را جزم نمایند وقتی حق یافت شد دیگر کوتاه آمدن و توجیه کردن معنی ندارد، این معنی و مفهوم پیروزی بخش است.

وقتی کارگزارن در این مملکت جولان میدادند مردم از آنها می‌خواستند که دست از اصراف و اشرافی گری بشویند ولی آنها خود را مدیران زبده و لایق می‌پنداشتند که چون آنها وجود نداشته و ندارد بجای کار کردن و مدیریت ریاست می‌کردند این معنی ریاست در اسلام و مکاتب الهی ضد ارزش است چرا باید یک مدیر اسلامی به ارزشهایی تکیه کند که با مکتب اسلام بیگانه است فروتنی از مدیر بگریزد و فخر فروشی جای آنرا بگیرد ساده پوشی جای خود را به لباس فاخر بدهد وقتی هم تذکر بدهی می‌گویند باید ابهت داشته باشی این درست جوابی است که حضرت آنرا نقد کرده مگر پیش بردن امور با ترس و وحشت و ابهت باید باشد مگر کار کردن باید با لباس مخصوصی انجام گیرد

امام روی زمین و یک تشک کوچک می‌نشست اما سران استکبار از او حساب می‌بردند

تا این جلال و جبروت مادی و ظاهری نباشد کارها سامان نمی‌گیرد من وقتی می‌توانم کار کنم که با مردم عادی متفاوت باشم تا آنها از من حساب ببرند، قد و موی چنین و کفش و کلاه و کت آنچنانی تا نباشد من نمی‌توانم ریاست کنم، همین موارد باعث می‌شود وقتی او را از پستش عذل می‌کنند طاقت نمی‌آورد خیال می‌کند که از کوه پرت شده آنچان خودش را گرفته که امروز بر او آوار شده است، تمام آن مدیران جبروتی از دولتی که آنها را کنار زد عصبانی هستند چرا که در مدیریت خود فخر فروشی کرده‌اند و امروز نمی‌توانند تحمل کنند که مدیر نباشند و این معضلی است که اسلام آنرا ترک کرده و اینها را ارزش ندانسته به چیزهایی ارزش داده که قابل گرفتن و پس دادن نیست چیزهایی ارزش دارند که خودت باید بدست آوری و خودت نگهبان آن هستی دیگران در آن تصرفی ندارند.

نمرودیان و فراعنه و پادشاهان به کاخ‌ها و طلا و جواهر و لباسهای زرباف به مردم فخر می‌فروختند چون اینها همه عارضی بودند و می‌بینید که روزی از دست می‌روند و صاحبان آن نیز نابود می‌شوند، چنان خود را به اینها وابسطه می‌کنند که اگر روزی نباشد دق خواهند کرد و یا عمرشان را سر آن می‌گذارند یا نیمی از آن را با بیمار شدن نابود می‌کنند

امام خمینی(ره) یک نمونه ارائه کرده چون او دیگر نبی و رسول و امام معصوم نیست که ما بگویم ما انسانها قادر نیستیم به این ارزشها دست پیدا کنیم، می‌شود چون او اینکار را کرد، چرا که خداوند خواسته ارزشهای درونی را بجای ارزشهای عارضی قرار دهد پس ممکن است.

اما نکته‌ای دیگر که خیلی دقیق و از زاویه‌ای باریک به آن نگاه شده است اینکه بی‌الفرض که پیامبران دارای جبروت و هیبت آنچنانی بودند و همه سر تعظیم به درگاهشان فرود می‌آوردند( یعنی اگر خدا می‌خواست پیامبرش چنین باشد برایش اصلاً سخت نبود) و همه پادشاهان و مردم عادی همه از ترس و هیبت و هیمنه او تسلیم او شده و همین معنی که ما گاهاً استفاده می‌کنیم و شاید هم متعرض که چرا پیامبران چنین نبودند تا همه بسوی آنها رفته و به کلام آنها عمل کنند و حتماً جهان می‌شد گلستان!

چرا؟ پیامبران چون انسانهای عادی بودند و مثل آنها می‌پوشیدند مثل آنها می‌خوردند حتی کتک، در جنگها گاهی شکست می‌خوردند پیامبر اسلام در جنگ احد زخمها برداشت که اگر علی علیه‌السلام به دفاع او بر نمی‌خواست شاید کارش تمام می‌شد اینها سوالاتی است که در مخ کوچک ما وول می‌خورند اما این اراده‌ای پرودگار است که پیامبر همانطور باشد که مردم عادی هستند، ظاهری ساده ولی اراده آنها دیگر عادی نیست بلکه کوه‌ها را از جا می‌کند پولادین و قوی!

اما باید به ارزش این تسلیم شدن اشاره کرد؟

عزت و ارزش آن است که صاحب تسلیم شونده در برابر رسول خدا از روی اختیار باشد و عقل حاکم باشد و حقیقت را درک کند و در این ایمان خود حاضر باشد جان فدایی کند وگر نه تسلیم از روی جبر و زور چه ارزشی دارد

خداوند می‌خواهد به کسانی که از روی اختیار تسلیم حق شده‌اند جزا دهد اگر با ارزشهای مادی بسنجیم هم حتی این تسلیم شدن بی‌ارزش است.

همه می‌شدند یکسان دیگر حق گوی واقعی با حق حق زن ظاهر صلاح قابل شناخت نبود نیتهای خالص را خداوند می‌خواهد نه جمعیت فراوان

عدد زیاد مهم نیست ارزش یک نفر می‌تواند به همه عالم باشد وقتی اختیار باشد و با ملاک ارزشهای اصیل وارد شود.

حضرت می‌گوید در این حالت نیتهای خالص مشخص نمی‌شد خداوند می‌خواهد اتمام حجت کند یعنی نیتهای صادق و خالص را می‌خواهد بیرون بکشد.

روزی که یک رئیس جمهور ساده پوش و دارای اراده قوی همه جهان را مجذوب خود کرد را بیاد آورید و زمانی که رئیس جمهور بی اراده‌ای برای خوش آمد فلان شاه فرش قرمز گسترد همه در همین مملکت و در همین جمهوری اسلامی اتفاق افتاد

همین امروز دیده می‌شود و حتی در مناظره تلویزیونی رقیب می‌گفت که آبروی کشورمان با فلان کار و فلان صحبت در جهان برده‌ای فلان رفتن شما در فلان کنفرانس و پرت کردن تخم مرغ یا .... اینها به ایران و اسلام توهین است.این سخن درست عکس رفتار و کردار انبیاء و امامان و حتی یاران آنهاست

مالک اشتر وقتی در کوچه می‌رفت یک فرماندار بود و یک فرمانده بی‌همتا بر سر او خاکستر پاشیدند اما او چه کرد فرد خاطی را بخاطر اینکه به یک شخصیت مملکت توهین کرده بدار کشید آیا آبروی جهان اسلام خدشه دار شد؟ البته از نظر این آقایان که مجذوب مادیات هستند بلی

ولی برای علی علیه السلام اینها الگو هستند

امام خمینی یک الگو ست

و کسی که این سخن سخیف را به رئیس جمهور وارد می‌کند که چرا در فلان جا سخنی نگفتی که فلان ابرقدرت را خوش آید ! هم ادعای خط امام و پیروی از او را دارد! عجبا؛ امام و خط او!

اما چشمانش پر است برای رسیدن به قدرت جز رسیدن به آن به هیچ چیز فکر نمی‌کند

پیروی از امام همان پیروی از پیامبر(ص) و مکتب اسلام است که برای دنیاداران خیلی آسان نیست حتی قابل هضم هم نیست!

و ادعای پیروی از امام یک ریسمان برای رسیدن به قدرت!

در بوته عمل چقدر پیرو این خط ولایت و امام هستید اگر به ادعا باشد همه مدعی هستیم در شعار مهم نیست عمل مهم است.

پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیب نرسد

مدعی خط امام چقدر پشیبان ولایت هستی؟

کسانی که قانون می‌گویند آنرا قبول ندارند غلط می‌کنند قانون آنها را قبول ندارند

کسانی که با دروغ ادعای تقلب دارند و قانون را قبول ندارند چقدر پیرو امام هستند؟

اگر دیدید دشمنان مملکت از شما تعریف می‌کنند بدانید که دارید راه اشتباه می‌روید

مدعیان خط امام امروز استکبار و اسرائیل از چه کسی سخن می‌گوید و چه کسانی امروز سرمایه اسرائیل شده‌اند؟

آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند

مدعیان بی آبرو چه در زمان امام و چه اکنون با تفریط و اکنون با تندروی همه‌ی این سخنان را پشت سر می‌گذارید

پشتیبانان کدام موج و فکر و سخن و فرد به عکس امام و عاشورا و حسین توهین کرده و فرار می‌کنند؟ 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 14:03از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

پنجشنبه 29 مرداد 1388

ماه رمضان مبارك

  بسم الله الرحمن الرحیم  

شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ...

ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن...

رمضان کریم

وچه ماهی است ماه رمضان

ماهی برای رفتن به میهمانی

میهمانی آفرینده و خالق

خالق خود و غیر خود

هرچه که فکر کنی

و هرچه نتوانی تصور نمایی

ماهی بزرگ

ماهی پر از خیر و برکت

ماهی که راه رفتن و سکوت و خواب در آن ثواب نوشته‌اند

این نه یک شوخی است و نه یک طنز

واقعیتی است خارج از تصور ما

ماهی برای فراهم شدن و فراهم کردن

فراهم کردن برای منزل آخر که دگر منزلها مجازی است

فراهم شدن برای گزینش بهترین

باید راه درست را پایید

باید دید

باید انتخاب کرد

ماه انتخاب راه از بی‌راهه

راه از کور راهها

این تو و این راه روشن

طی کردن نه سخت است نه ناممکن

بل سخت می‌نماید و نشدنی

وقتی وارد شوی هم آسان است هم شدنی

و هم راحت قابل طی کردن.

ماه رمضان مبارک بر شما روزه داران و متقین و مسلمین و خائفین.

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علیُّ یاعظیم ماه رمضان مبارک

یا غفور یا رحیم

انت الربُّ العظیم

الذی لیس کمثله شی

و هو سّمیع البصیر

و هذا شهر عظّمته و کرَّمته و شرّفته و فضّلته علی الشهور

و هو الشّهر الذی فرضت صیامه علیّ

و هو شهر رمضان الّذی انزلت فیه القرآن

هدی للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان

و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیرا من الف شهر

فیاذالمنّ و لا یمن علیک

مُنّ علیّ بفکاک رقبتی من النّار فیمن تمن علیه

و ادخلنی الجنه

برحمتک یا ارحم الراحمین.

ماه رمضان ماهی است که انسان در آن بخشیده می‌شود.

ماهی است که دعا در آن اجابت می‌شود.

به احترام نزول قرآن.

ماه رحمت و برکت است.

پس بعد از هر نماز یومیه بخوانیم دعای سفارش شده بالا را

و از خدا بخواهیم که ما را مورد لطف و غفران قرار دهد.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 13:07از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

پنجشنبه 8 مرداد 1388

مناجات

                                  ای پوشاننده عیب‌ها                        

ای نهایت مهربانی٬ ما را آن ده که آن به.

ای ستار العیوب٬ بپوش سیرت و صورت پر از عیب ما را در این دنیا و آن جهان.دست خالی به درگاه ات به پناه آمده ایم

ای بی نهایت از ازل تا ابد٬ عاقب بخیر؛ به آن سرای ابدی بفرست ما را.

ای اشدترین قهار٬ راهی پیشمان نه که هیچگاه به قهرت منجر نگردد.

ای اولاترین خالق٬ در سرشت من خلق کن مهربانی را لطافت را٬ خلاقیت را٬ توانایی را٬ شعور را٬ بودن را٬ شدن را٬ علم را.

ای همیشه رهنما٬ مرا از ظلمت رهایی ده؛ مرا راهنمایی کن فقط ! در راه خودت.

این بهترین و شیرین‌ترین راه.

سپاسگزارم از مناجات اولیاءات.

ماه شعبان است ماه پیامبر ماه لطف و رحمت

پس بسیار استغفار کنید و طلب آمرزش و عف نمائید

استغفرالله و اتوبه الیه بسيار بر زبان آريد در اين ماه شعبان و رمضان و رجب.

'در

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 12:21از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

سه شنبه 30 تير 1388

امتحان سخت

بنام رب سبحان

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُکُمْ وَأَوْلَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ

و بدانید که اموال و فرزندانتان آزمایشى هستند(برشما) و البتّه نزد خداوند (براى کسانى که از عهده‏ى آزمایش برآیند)، پاداشى بزرگ است.

٢٨-انفال

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِکَ وَأَجْلِبْ عَلَیْهِم بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَشَارِکْهُمْ فِى الْأَمْوَ لِ وَالْأَوْلَدِ وَعِدْهُمْ وَمَا یَعِدُهُمُ الشَّیْطَنُ إِلَّا غُرُوراً

و (اى شیطان!) هر کس از مردم را مى‏توانى با صداى خود بلغزان و نیروهاى سواره و پیاده‏ات را بر ضدّ آنان گسیل‏دار و در اموال وفرزندان با آنان شریک شو و به آنان وعده بده، و شیطان جز فریب، وعده‏اى به آنان نمى‏دهد.

۶۴-اسراء

 سخرانی رهبری در روز مبعث که اشاره درستی به قاضی بودن خودمان بود که ما باید قاضی خودمان باشیم.

و اینکه هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.

درسهای بزرگی است که انسان از گذشته و حال می‌گیردابراهیم و امتحان بزرگ فرزند

چقدر امتحان سخت است وقتی انسان باید از خود بگذرد بخصوص وقتی خیال کند که خیلی مهم و بزرگ هم هست

چقدر سخت است امتحان انسانهای مهم و نخبه و بقول خودشان عقلا.

عقلا همانقدر که مهم هستند همانقدر هم باید امتحان محکمتر و شدیدتر پس بدهند آنهم در جایی که خودشان فکر نمی‌کنند دارند امتحان پس می‌دهند.

و چقدر بد است که انسان حتی یکی از این امتحانات را خوب پس ندهد

آنوقت متاسفانه یک سال و یک قدم عقب نمی‌افتد بلکه سقوط! می‌کند.

آنهایی که خود را شیوخ می‌نامیدند

آنهایی که خود راعقلای مردم می‌دانند

سیف‌الله هم امتحان می‌دهد،

عمار بی کس هم،هم

چقدر از این امتحانات سربلند بیرون می‌آیند و چه کسانی!

مردم شما را انتخاب نکردند که رئیس جمهور شوید

چرا نمی‌توانید این مطلب را قبول کنید این واقعیت را همانطور قبول کنید که در گذشته‌ها همین مردم شما را انتخاب کردند، آیا وقتی شما را انتخاب کنند مردم هستند وقتی شما انتخاب نشوید مردم دیگر مردم نیستند؟! دیگر اعتماد ندارند دیگر کشور بحرانی شده.

پذیرش حقیقت در این مواقع مهم است. روز امتحان است ،رد نشوید!

که عقب نمی‌افتید، سقوط می‌کنید!متاسفانه!!

شما چرا راه خود را برعکس مردم انتخاب می‌کنید؟

آنهایی که برای هوای نفس سخن گفتند

و حتی کار کردند

اینها به مقصد نمی‌رسند

من نمی‌دانم چرا؟ ولی این یک سنت غیر تبدیل حق است.

آیا نامزد شکست خورده انتخابات دور قبل دشمنی‌اش با دولت برای خداست یا هوای نفس ؟!

نمی‌دانم ، مردم خود می‌دانند و خودشان هم قضاوت کنند.

آنهایی که دور آنها حلقه زده‌اند برای حق است این حلقه‌ها و دوستی‌ها یا برای هوای نفس

خودشان اگر قضاوت کنند جواب خواهند گرفت.

آنهایی که با کفش نماز جمعه می‌خوانند برای خداست یا....

آنهایی که رادیوهای بیگانه برایشان دستور‌العمل شرکت در نماز وحدت بخش صادر می‌کنند آیا برای وحدت و خدا می‌آیند

آیا صاحبان تریبون برای آنها از چی می‌گویند که این تریبون را مالکند

باز همان رادیوها همان دشمنان تابلودار ما این حقایق را باز می‌گویند

احسن گفتن دشمنان بهترین گواه‌است که ما برای حق گفتیم یا هوای نفس.

امتحان برای بزرگان خیلی سخت و جدی است.

آیا نامزد شکست خورده دهمین دوره رئیس جمهور برای خدا چنین سینه چاک داد؟

آیا برای حق چنین رهبر فتنه شد؟

در شکم! درشک!

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 12:48از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

يكشنبه 14 تير 1388

ماه علي

                               بنام خالق ماه                           

       به مناسبت  ماه‌ مبارک  رجب المرجب         

شاید یک یادی از آنچه که در پیش رویمان است و قدر بدانم و ارزان از دست ندهیم.

روایتی است از پیامبر اعظم(ص) که ماه رجب ماه علی(ع) است و شعبان ماه من و رمضان ماه خدا.

از شهر علی(ع) درست وارد شهر پیامبر(ص) سپس قدم به شهر خدا بگذار

حالا ما وارد ماهی ‌شده‌ايم که در اعمال آن بخصوص روزه ثواب فراوان است.

حتی سه روز روزه در این ماه بهشت را واجب می‌کند.

  امیدوارم در شهر علی(ع) آنچنان وارد شویم ؛ دلشاد.

  و چنان عمل کنیم؛ خواست پیامبر و اولیاء خدا.

  و چنان خارج شویم؛ دست پر.

  و از شهر پیامبر هم٬ هم ....

  ........

  و آماده شویم تا وارد شهر خدا شویم.

  چون این شهر شهری است بسیار مبارک وارد شدن

  آن هم اسباب و اثاثیه‌ای می‌خواهد که در این دو شهر

  قبلی باید تدارک دید.

آماده شو که شهر اول را از دست ندهي و شهر دوم هم در راه است.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 11:41از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 4 ] [ صفحه بعد ]