تبليغات X

11 دي 1387

غزه

  بنام قادر قهار 

در حالی که سال قمری نو می‌شود

و درحالی که سال میلادی هم در حال نو شدن است علی اکبریدر حالی که باید قلبها به شادی بپردازد، یک عده به ته خط رسیده جامعه خودکامه بی‌شرف و از خدا بی‌خبر شکمباره و شیطان پرست

سر آغاز سال قمری را این ماه حرام را با خون‌ریزی و کشتار مظلومان عالم آنرا به عزای آزادگان جهان تبدیل کردند

و قرنها بعد وارثان آنها شکمباره‌های قرن شیطان‌پرستان و بی‌عقلان عافیت طلب دست در دست یک عده بی‌صفت می‌دهند

و بقولی چراغ سبز، پس ما به خوشگذرانی خود مشغول می‌شویم و شما بکشید زن و بچه‌های غزه را و دیگر مسلمانان را

و غزه را به خون بکشید و ما سکوت مرگبار خود را ادامه می‌دهیم.

ما فراعنه قرن هستیم ما از اسلاف خود پیروی خواهیم کرد

ما حکومت بکنیم کافیه، ما فقط مقام می‌خواهیم ما فقط پادشاهی می‌خواهیم

یک عده از مظلومان جهان هر چند که هم کیش ما هستند

هر چند که با ما هم قوم هستند

هر چند که از نسل ما هستند و عرب

فرقی نمی‌کند شما بکشید ولی حکومت مارا منافع مارا(نه مردم مارا) فقط ما حاکمان را تضمین کنید

شما بی‌ما نمی‌توانید سر کنید ما هم بی‌شما

شما از ما چه می‌خواهید

گذرگاه رفع را ببندیم، چشم

اگر اینها حیوان هم بودند ما نباید چنین کنیم

ولی چون شما می‌خواهید چشم

تاریخ در مورد ما چه قضاوت خواهد کرد مهم نیست

.... ما فقط باید حکومت کنیم چشم هم بر سرنوشت اسلاف فرعونی خود و هم مسلک‌های کنونی خود چون شاه ایران می‌بندیم

ما الان خودمان را بخواب می‌زنیم به خوابی که از مرگ هم مرگبارتر است

من با انورسادات چه فرقی دارم لطف کنید یک جایزه صلح نوبل هم به من بدهید

آخه مگر آن بی شرف چه کرد که من نکردم

آخه من با شیرین شیرین‌ها چه کم دارم که به او جایزه می‌دهید ولی به من نه!

آیا او که یک زن است از من برای شما بیشتر خیانت کرده به مردمش

که خوش‌خدمتی به او می‌کنید به من نه

من دیگر چقدر به این اعراب خیانت کنم تا شما راضی شوید؟!

من که از خائین‌ترین عرب به مردم عرب هستم چرا پس فقط قول می‌دهید و عمل نمی‌کنید

امروز هم تاریخ در حال تکرار شدن است

همانطور که قبلاً چنین شد

اینها آیا چقدر باید کم عقل باشند که نهفمند که

خون بر شمشیر پیروز است

یعنی چه؟

یعنی مقاومت را هیچ سلاحی نمی‌تواند بزانو در آورد

اینها کج فهم تاریخ هستند

یا خود را به کوچه علی چپ زده‌اند

در همه حال فرقی نخواهد داشت

صهیونیستهای هر جنایتی که بکنند هر خونی که بریزند این سران بی‌درد

عربستان و مصر و ...... در آن شریک هستند همانطور که خود می‌خواستند

آخر اگر اینها عرب هم نبودند شما باید دلتان بدرد می‌‌آمد و سرتان را به دیوار می‌کوبیدید و حرکتی می‌کردید

حالا که عرب هم هستند متاسفانه!

اگر اینها مسلمان هم نبودند شما باید به خودتان یک جنبشی می‌دادید

حالا که مسلمان هم هستند متاسفانه!

اگر این حیوان بودند شما باید بخود یک انسانیتی نشان می‌دادید

حالا که اینها انسان هم هستند متاسفانه!

لااقل ای کاش اینها سنی نبودند

شیعه بودند که ریختن خونشان برای برای بعضی از شما حلال بود

ای وای بر شما

ای لعن عالمیان بر شما باید که اینقدر بی‌دردید

ای اف بر شما و لعت خدا بر شما که اینقدر دورید از انسانیت

مطمئن باشید که همانطور که حکومت یزد رسوای عام و خاص شد شما هم خواهید شد

همانقدر که اسلاف فرعونی شما خوش یمن بودند شما هم خواهید بود

شما برای جهانیان مثال زدنی خواهید شد برای خیانت پیشگی و بی‌وجدانی

ای شیخ الازهر ! ای کائین اعظم!

تو دیگر چرا؟

به اسلاف خود پیوسته‌ای

و در این جنایات شریک می‌شوی؟

تو دیگر کحایت درد دارد؟

آیا تو مفتی سنی‌ها و سنی‌مسلکهای جهان هستی

با پرز دست می‌دهی و به آن افتخار می‌کنی

با قاتل یک عده بی‌گناه هم کاسه می‌شود و شرم هم نمی‌کنی

او را در آغوش می‌کشی؟ که او برادران دینی‌ات را بکشد؟

چرا اشتباه گفتم برادران دینی‌ات

چرا که تو با آنها برادری نداری

تو با همان شیمون پرز و گلدا مایر و بگین و بقول شهید مطهری کوفت و زهر مار برادر هستی

خدا تو را زودتر نابود گرداند و در آن سرای با همین مظلوم‌ کشان مشهور شوی

و در قهر جهنم جای گیری(انشاءالله)

ملک خان، ای ملک پهن پیکر چون اسلاف خود

دست در دست بوش و پرز به پای‌کوبی مشغول می‌شوی

و شراب کوفت می‌کنی و در دشمنی با فلسطینیان روی اسرائیل را سفید می‌کنی

امید که زودتر به فلاکت افتی و به درک واصل شوی و در آنجا به جدت ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان بپیوندی و چون آنها مخلد گردی(آمین با رب‌العالمین)

امروز جهان اسلام بجای جنگیدن با اسرائیل و آمریکا بهتر و صد البته در اولویت است که با حکام اینچنینی خود در افتد

پادشاهان و فراعنه و کائنهای شکمباره و خودپرست و شیطان صفت

که چون اختاپوس نفس را بر مردم بریده‌اند و جهانی تیره و تار ساخته‌اند

؟تا این خائنین بر مردم عرب و مسلمانان حکومت کنند و از پشت بر مردم خنجر زنند چگونه می‌شود حساب اسرائیل را تسویه کرد و به حساب حامی‌اش آمریکا و انگلیس رسید؟!

اسرائیل دارد خودش خودش را نابود می‌کند

همانطور که شمر چنین کرد، همانطور که عمر سعد چنین کرد، همانطور این زیاد چنین کرد؛ همانطور که یزد چنین کرد، همانطور صدام چنین کرد، همانطور که مظلوم کشان دیگر چنین می‌کنند

آیا نمی‌دانند که حکومت با کفر می‌ماند اما با ظلم هرگز

ولی این احمق‌ها اینرا نمی‌خواهند بفهمند

آیا معلوم نیست که اسرائیل به آخر خط رسیده؟

دارد آخرین نفسها را می‌کشد؟

خدایا اسرائیل و همدستان خیانت‌پیشه حاکم بر جهان اسلام را هر چه زودتر نیست‌شان گردان

یکبار دیگر محرم شده و یکبار دیگر ستمکاران دارند تاریخ را تکرار می‌کنند

سال میلادی هم آغازش مثل سال قمری دارد با خون مظلومین رنگین می‌شود

و ستمکاران نشان می‌دهند که همانهایی هستند که بوده‌اند

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 08:18از موضوع :تحليل روز ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

5 دي 1387

سالگرد زلزله بم

  بسم الله الرحمن الرحیم  

یَأَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَىْ‏ءٌ عَظِیمٌ

اى مردم! از پروردگارتان پروا کنید، که همانا زلزله‏ى قیامت، حادثه‏اى بزرگ و هولناک است

١-حج

پنج سال قبل پنجم دیماه سال ١٣٨٢ در هنگامی که در انار در دومین روز سمینار دوروزه انار، تلاش، تدبیر برگزار می‌شد و مقامهای استانی در اینجا بودند

 و حقیر در بستر بیماری و بعنوان دبیر کمیسیون اقتصاد و کشاورزی بخش کارهای زیادی بر دوش که همه را به دکتر عبدالهی و رئیس کمیسیون دکتر مهرابی سپرده بودم و از این بابت خیالم راحت بود.

ساعت ١٠ بود که خبردار شدم تعدادی از معاونین استانداری و غیره بخاطر زلزله بم سمینار را ترک کرده‌اند.

هیچ کس در آن زمان فکرش را نمی‌کرد که چه اتفاق ناگواری روی داده است.

علی اکبری

تازه شب وقتی مسئولین خود را به بم رسانده بودند از عمق فاجعه خبرهایی رسید و تا قبل آن تقریبا زلزله‌ای عادی و با خسارت کم تصور می‌شد و یا خبر می‌رسید و می‌توان گفت رسانه‌ها هم زیاد به آن اهمیت نداده بودند.

با تماس با همکاران در شهرستان بم خواستیم که خبری بگیریم که ممکن نشد و نشانی بود که اتفاقاتی بد روی داده است.

روز شنبه ششم دیماه هنوز حالم بد بود با اینحال برای جمع‌آوری کمکهای خوراکی و پوشاکی به کمک هلال احمر رفتم و بیماری سخت خود را فراموش کردم, با اینحال توان رفتن به بم را نداشتم و چشم پوشیدم خاطر نشان کنم که فاصله از انار تا شهر بم بیش از ۴۵٠ کیلومتر است.

خبرهایی که روزهای بعدی هم می‌رسید علاوه بر فاجعه زلزله و قربانیانی که گرفته بود و مشکلات دیگر حمله به کاروانهای کمکها و دزدیهای درون شهر و... نیز نشان از فجایع دیگر در کنار فاجعه بود و چه بد است

که وقتی شری می‌رسد بدیهای دیگر نیز سر از جا بر می‌دارند و غم را دوچندان می‌کنند.

شنیدم پیرمردی غریب دو هفته قبل از زلزله بم در انار به بعضی‌ها گفته بود که قرار بود در اینجا بلایی نازل شود بخاطر امامزاده محمد صالح(ع) شهرتان این اتفاق در بم خواهد افتاد!

گاهی چیزهایی شنیده می‌شود غیر قابل باور ولی بعداً به انسان باورانده می‌شود.

بگذریم هرچند شر و بدی سخت می‌گذرد ولی بعداً خوبی و خیر می‌آورد همیشه بعد از هر شبی هرچند طولانی چون یلدا روز خواهد رسید.

وقتی امروز به شهر بم نگاه بکنیم اگر شهر قبل از سال ٨٢ را بخاطر داشته باشیم باورمان نمی‌شود که این همان شهر است.

چنان ساخته شده و محکم هم بازسازی گشته که چهره شهر مدرن و نو گشته است و خدا را شکر.

بزرگترین بنای خشتی جهان یعنی قلعه بم ( ارگ قدیم بم) نه هنوز کامل بازسازی گشته و نه خواهد شد

و وقتی هم که بشود آن نخواهد بود که بود.

و حال که شهر ساخته شده مقدار زیادی از داغها به فراموشی سپرده شده است ولی شهری که ایجاد گشته با زلزله سی برابر قدرت قبل یعنی ٩ ریشتر هم دیگر نه آن فاجعه رخ خواهد داد و نه حتی یکصدم خسارت آنروز.

نه آنکه شهر بم چنین شد بلکه بقیه بناهایی که در استان و کشور هم ساخته شدند توجه کردند که شهری که حداقل در سه هزار سال اخیر زلزله نداشته می‌تواند روزی بلرزد و همه چیز را نابود و این هوشیاری ارزشمند است.

این واقعه مرا بیاد عواقب جنگ انداخت. با همه آن خسارتی که وارد کرد و شهدایی که دادیم امروز کشورمان به نقطه‌ای رسیده که غرب نمی‌تواند باور کند که ما ایران هستیم

چون در صنایع دفاعی و پرورش نیروی نظامی به نقطه‌ای رسیده‌ایم که نتوانند بر ما خواسته‌های نامشروع خود را تحمیل کنند.

و دولتی که می‌داند ما چه عزتی داریم و یک قدم از حقوق‌مان نمی‌گذرد و بخاطر اینکه ما را از بحران هسته‌ای عبور داد و با اقتدار هم اینکار را کرد باید ممنونش بود.

روزی را بیاد آورید که به ما می‌گفتند برای دو سه سانتریفیوژ هسته‌ای برای کارهای تحقیقاتی و دانشگاهی باید چه کنید و چه از ما اجازه بگیرید و باج بدهید!!!

تا چشم بر هم زدند دیدند ما بیش از شش‌هزار سانتریفیوژ در تاسیسات نطنز بکار گرفته‌ایم و هیچ از آنها هم کسب تکلیف نکرده‌ایم!

به گفته شهید بهشتی حالا عصبانی باشند از ما و از این عصبانیت بمیرند.

ما کار خودمان را خواهیم کرد و ذره‌ای هم کوتاه نخواهیم آمد

و بر این دولت و دانشمندان جوان هسته‌ای خود آفرین می‌گویم که چنین توانستند قدرت نمایی کنند.

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 13:36از موضوع :مناسبت روز ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

28 آذر 1387

وحدت

   بنام رحیم بی همتا  

وَلَا تَسُبُّواْ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّواْ اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَ لِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّهِم مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ

و به كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند ناسزا نگوييد كه آنان نيز از روى جهل و دشمنى به خداوند ناسزا مى‏گويند. ما اين گونه عمل هر امّتى را برايشان جلوه داديم. سپس بازگشت آنان به‏سوى پروردگارشان است، پس خداوند آنان را به آنچه مى‏كردند خبر مى‏دهد. 

108 - انعام

 بهترین پیامی که رهبر روشن ضمیر بیان کردن در این عید غدیر و باید در گوشهای همه‌ی ما جای گیرد همین پیام است.

غدیر نباید مایه تفرقه باشد بلکه می‌تواند روشنگر و راهنما و وحدت‌آفرين باشد.

بجای استدلال آوردن و بحث در حوزه‌های علیمه و کرسیه‌های بحث و مجالس خصوص

کلام تهمت و ناسزا و فحش و دشنام از تریبون‌های عمومی و وب‌ها و وبلاگ‌ها و روزنامه‌ها بیرون زدن است.

این بحث‌ها هیچ‌گاه نمی‌‌تواند کسی را از دینش منصرف کند و یا راهنمایی برایش باشد.

اینها فقط می‌تواند آتش دشمنی و فتنه‌ها را شعله‌ور سازد و آب به آسیاب دشمن سرازیر.

نكاتي كه در اين آيه قرآن بيان داشته امروز متاسفانه رعايت نمي‌شود و دشمن بهترين فرصت را يافته و بهترين بهره‌برداري را مي‌كند.

ما نمي‌توانيم با كار غلط كسي را از كار غلط بازداريم.

ما نمي‌توانيم راه بد را با ناسزا نشان دهيم.

ما نمي‌توانيم خود مروج بد باشيم اما بدي را شر بشماريم.

ما نمي‌توانيم با ناسزا و فحش خود را حق بدانيم و ديگران را نا حق.

ما نمي‌توانيم با فحش به ديگران راهنما باشيم و بيان كننده منطق داشتن

ما نمي‌توانيم با ناسزا باعث گناه شويم(ناسزا به خدا و يا پيامبر و امام و...)

ما بايد با منطق با ديگران صحبت كنيم نه با ناسزا.

ما بايد دليل محكم ارائه دهيم نه فحش.

ما بايد ديگران را از زشتي عمل آگاه كنيم نه خود زشت گو باشيم.

ما بايد ديگران را به زيبايي‌ها آشنا كنيم نه به زشتي.

ما بايد اعمال درست ديگران را بگويم نه نادرست‌ها و زشت‌ها را.

و اينك

هشداري به همه:

اگر بخواهيم هر روز بر تفرقه بي‌افزايم نه اينكه اهل سنتي شيعه نخواهد شد بل نه ما مي‌مانيم نه او.

بارها دوستاني را ديده‌ام كه با اينكه استدلال حقانيت شيعه را دارند ولي داراي تحمل نبوده و به ناسزا گويي هم روي مي‌آورند

كه اين كار هم غلط است هم در نيت آنها شك ايجاد مي‌كند.

اگر بدانيم كه ما و اهل تسنن دشمناني مشترك داريم آن موقع بهتر خواهيم ديد كه بايد به آنچه  با هم داريم و به هم داريم بايد اكتفا كنيم.

علت اينكه امروز در غزه برادران مسلمانمان در فلاكت بسر مي‌برند آيا متمركز شدن روي وحدت است يا اختلاف.

بجاي اينكه منادي وحدت باشيم، شيپور تفرقه شده‌ايم.علي اكبري

بجاي تاختن بر يك عده شكمباره بي‌دين سوار بر امت اسلام با همديگر درگير هستيم.

هنوز راهي دراز داريم كه بدانيم رهبران ديني چه مي‌بينند و ما كجاي كار هستيم.

نكته:

لعن و برائت از دشمن نياز ماست تا موضع ما را مشخص كند نه فحش و دشنام

كه اين دو ،دو مقال جدا گانه است و نبايد با هم اشتباه گردد.

 

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 11:59از موضوع :اخلاقي و مذهبي ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

17 آذر 1387

مديريت جوانان

 بنام مدبر شب و روز 

چقدر زشت و کریه  است کسانی که خود را مدیر می‌دانند و دوران مدیریتی خود را و چگونگی مدیر شدن خویش را فراموش کرده‌اند

 و چرا مدیر شدن و چقدر ادامه داده‌اند و... را از حافظه پاک کرده

 و امروز با شعارهای شیوخیت و ریش سفیدان و... را بکار می‌برند

 و جوانان را بر نمی‌تابند و برای مدیریت آنها کلمه زود بودن را بکار می‌برند.

با دولت نوگرا که استعدادهای جوانان را در عرصه مدیریت فعال کرد و شکوفا مشکل پیدا کرده و هر روز به نوعی ساز ناسازگاری می‌زنند.

آقایی که خود با یک دیپلم ناقص به منصب استانداری رسیدی آنروز چرا نگفتی که برای اینکار هنوز جوان هستی؟

 هنوز شیخویت نداری!

وقتی تمام و کمال مدیریت  یک استان را بدست گرفتی چقدر در آن سر رشته داشتی؟

برای شما زود نبود اما جوان امروزی که با یک کوله بار از تجربیات شما به کار گرفته شده نباید مدیر می‌شد.

همیشه باید مدیریت دست یک عده خاص دست بدست شود.

آنزمان را یادمان رفته که وقتی وزیری برداشته می‌شد در وزارتخانه دیگری وزیر می‌شد و داد همه در آمده بود که مگر قطع‌الرجال شده!

نه! شما وقتی به مدیریت رسیدی نه تجربه‌اش را داشتی نه ارث بهت رسیده بود رانتی بود که چون همای سعادت بر شانه‌ات نشسته بود!

 و از این رانت استفاده (سوء استفاده) کردی و بدون گذراندن تحصیلات دانشگاهی مدارک عالیه را گرفتی!

و به پستهای مدیریت بالاتر و.... جابجا شدن‌ها ادامه دادی.....!!!

امروز تنها کاری که دولت نهم به انجام رساند این خواسته جوانان عزیز که نمی‌توانستد وارد حلقه مدیریت بشوند وارد کرد و چه گناه بزرگی مرتکب شد!

بطوری که شما فکرش را نمی‌کردید این حلقه انحصاری بشکست!

 شما چرا احساس سرشکستگی می‌کنید و دادتان در آمده است!؟

 راستی حسینی بگوید! چون دستمان از رانتها بریده شده است !!! همين!

 چرا دولت را به بی‌تجربگی و غیرکارشناسی متهم می‌کنید.

درد شما چیز دیگری است. رانت،رانت،رانت،......

شما که با این رانتها امروز هم در کمال آسایش و مکنت بسر می‌برید کسی که قبل برده‌های شما را ازتان نگرفته فقط از بیشتر آن محروم شده‌اید!

 حق آن بود که قبلی‌ها را نیز ازتان بستانند؛

تا کی می‌خواهید دستتان بر همه چیز بند باشد و تسلط به همه چیز داشته باشید.

کی شما باید سکان مدیریت را به دیگران بدهید؟مدیریت جوانان

بعد از شما چه کسانی باید این کشتی را هدایت کند؟

حتماً فرزندان دلبند و ننر و... شما؟

نه آقا در این کشور کسی جای تو را می‌گیرد که هیچگاه بفکرت هم نرسیده!

 آنکس که نان از بازوی  خویش خورده و عرق جبین ریخته!

هر چند شما کیسه‌های خود را پر کرده‌اید و حتماً هنوز می‌کنید!

 کسی مثل شما حق ندارد که بر همان روش اسلاف و غیرکارآمد شما ادامه بدهد.

یادمان نمی‌رود که هدفمند کردن یارانه‌(سوبسید)ها در قانون برنامه سوم و چهارم توسعه بوسیله همین شما اجرایی نشد چون زیان سیاسی و مدیریتی و اقتصادی شامل حالتان می‌شد هنوز هم می‌شود پس باید دادتان در آید که این طرح باز هم اجرا نشود ولی همه می‌دانند که این طرح لازم است و باید اجرا شود؟

اما کی؟

 اگر به شما باشد تا ابد نباید اجرا گردد !

چون همیشه یا انتخابات است یا یک مسئله دیگر یا هر بهانه دیگر، مهمترین علت آن همان زیان اقتصادی است که به رانتهای پیش ساخته شما وارد می‌شود.

شما امروز لازم بود که تجارب خود را در اختیار جوانان قرار دهید و همه‌اش بفکر رانت نباشید،

کمی هم بفکر دیگران باشید، اگر اجرای آن باعث زیان سیاسی است این دولت که مصمم به اجرای آن است بگذارید صدمه بخورد،

مهم این است که مملکت صدمه نخورد.

اگر راست می‌گوید مردم صدمه می‌خورند پس راه‌کار بدهید.

چرا راه‌کار شما همین طرح است؟

 چرا اجرا کردن آنرا صلاح نمی‌دانید؟

راهکار دیگری که ندارید فقط اجرای آنرا بد می‌دانید؟

 خودتان که اجرا نکردید؟

دیگران هم اجرا نکنند؟

پس چه از این راهکار؟

بهتر است که کلاه خود را قاضی کنید و دست از این شعارهای عوام فریب بردارید و قدم در راه راست نهید و دولت را یاری کنید که این طرح را به بهترین نحو اجرا کند.

 مهارتهای خویش را هم سخاوتمندانه در اختیار جوانان این مملکت قرار دهید خواهید دید که کاری خواهند کرد کارستان و کشوری خواهند ساخت گلستان  خیلی هم نگران نباشید البته نگران مردم باشید فقط شعار ندهید همت کنید اختیار بدهید به جوانان

 شیوخیت در مدیریت و... را به گذشت زمان بسپارید شاید که فرجی حاصل گردد اگر دلسوزید اگر نه باز بر همین طبل توخالی خود بکوبید.

شما بقولی آردهای خود را بیخته‌اید باید الکها(غربیلها) را هم بیآویزید.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 08:01از موضوع :تحليل روز ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

10 آذر 1387

آب و روغن قاطي كردن

  بسم الله الرحمن الرحیم    

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ يَلْتَقِيَانِ   ۱۹

 بيَْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِيَانِ ۲۰ 

 فَبِأَىِ‏ّ ءَالَا ءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ۲۱

يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ۲۲     رحمن ۱۹-۲۲


دو دريا را روان ساخت كه به هم مى‏رسند.

(اما) ميان آن دو فاصله‏اى قرار داد كه به هم تجاوز نكنند.

 پس كدام يك از نعمت‏هاى پروردگارتان را انكار مى‏كنيد؟

 از هر دو (دريا)، مرواريد و مرجان بيرون مى‏آيد.



 

  به مناسبت سالروز ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه الزهرا(س) دوم ه.ق  

 چقدر غریب است عنوان با مناسبت امروز ولی از نظر خودم خیلی هم قریب است.

مرزی است اینجا٬ آنجا هم هنوز مرزی است؛ بین خیلی از چیزها مرز وجود دارد٬ اصلاْ همه چیز باید در هم اثر بگذارند هم بینشان مرز وجود داشته باشد.

شاید بتوان دو همسایه را مثال آورد؛ در خیلی از امور آنقدری که دو همسایه بهم نزدیک هستند وجود ندارد.

به کار هم می‌رسند مشکل هم را حل می‌کنند که گاهاْ دو برادر نمی‌توانند چنین بهم برسند.

ولی اگر بین مرز احترام ٬ دخالت نکردن در زندگی دیگری وجود نداشته باشد این دو بجای اینکه پشتوانه هم باشند٬

بیشتر دشمن هم خواهند شد.

توصیه‌ای که وجود دارد اثریمحبت بهترین نگهداری مرز است که دو همسایه باید بر هم داشته باشند باید مثبت باشد اگر منفی شد. خدا بخیر گرداند!

حالا از آثار مثبت دیگری که می‌توان مثال زد؛ آب و روغن است آنهم همان که شما منتظرش هستید؛

در موتور٬ آب در کارکردی که دارد باید موتور را سرد کند و این سرد نمودن کارکرد روغن را که روان کردن و از بین بردن اصطکاک است٬

اثر مثبت می‌گذارد. و از طرفی روغن هم اگر کارکرد خود را داشته باشد باعث تولید گرمای کمتر شد و گرمای کمتر

 از جوش آمدن زیاد آب جلوگیری و مصرف سوخت کمتر و در جهت بالا رفتن راندمان موتور موثر خواهند شد.

حالا اگر روغن  كارکرد درستی نداشته باشد گرمای زیادی را تولید و همه چیز بهم خواهد ریخت و آب هم به همین صورت.

این درست کار کردن وقتی از بین می‌رود که یک سوراخ این دو را قاطی کند و آنقدر بد خواهد شد که دیگر موتور هم از کار می‌افتد.

اصطلاح آب و روغن قاطی کردن از همینجا ظهور  وبروز یافته.

هرگاه به ما گفته شود که حریم را نگهداریم نشان اثر نداشتن نیست یا به عبارتی بی‌اثر بودن نخواهد بود.

بلکه معلوم می‌کند که داخل شده‌ایم و بجای اثر مثبت قاطی کرده‌ایم و مرز را شکسته‌ایم و از حریم بیرون رفته‌ایم.

شاید بتوان یک مثال جاری و ساری را زد؛ که همین مثال باعث شد من در چنین روزی این پست را قرار دهم.

زن و مرد  به عبارت صحیح‌تر دو نفر همسر٬ اینها در همه چیز به هم نزدیک شده‌اند که بیشترین اثر‌ها را داشته باشند.

چنانکه حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) چنین کردند و قرآن این دو را چون دو دریا مثال می‌آورد که در کنار هم قرار گرفته‌اند

و چقدر قشنگ بلافاصله می‌گوید که بین آنها مرز و حریم است و بهم تجاوز نمی‌کنند و هیچ دخالتی در امور هم ندارند

حالا این دو وقتی در کنا هم بودند و اثر مثبت بهم داشتند چون دو دریا و در هم دخالت نکردند و حریم نگهداشتند

آنوقت یک نتیجه بزرگی دارد و آن نعمتی است که هیچ موجودی نمی‌تواند آنرا تکذیب کند.

اینها در همه چیز بهم نزدیک هستند و باید کاملاْ همراه و همگام باشند آنقدر مرز بین این دو نزدیک است که تفکیک آن از هم خیلی

سخت است کوچکترین تغییر یکی دیگری را متغییر می‌کند و اینجا باید گفت حریم به این نزدیکی نگهداری آن

هم حساس و از مو باریکتر است. باید توجه داشت که اگری کوچکترین اثر به دخالت تبدیل نشود و اینجا

شاید کوجکترین شکستکی حریم نیز نیاز نباشد بلکه کمترین سوراخ باعث آب و روغن قاطی شدن می‌شود

و عملکردها بهم می‌ریزد؛ و خدای نکرده خانواده دچار عوارض زیاد شده و گاهاْ همین رخنه‌ها منجر به طلاق

و آن آخر قاطی کردن می‌رسد٬ که قابل اصلاح نیست ؛  و شاید هم طلاق.

پس بهتر است در زندگی زناشویی همیشه و همه وقت حریم را نگهداشت.

 به همان اندازه که مرزها بیشتر گسترش می‌یابد و بهم نزدیکتر می‌شود حساسیت آن هم بسیار بیشتر می‌گردد.

و نگهداری آن هم سختر و دشوارتر و کسانی که در خانه و ... به دیگر افراد احترام نگه ‌می‌دارند و مرزها را نمی‌شکنند با محبت رفتار می‌کنند برخوردهای درست دارند اینها قدر این نزدیکی‌ها را خوب می‌دانند

و بیشترین زندگی و سالمترین را برای خود و جامعه به ارمغان می‌آورند که کم هدیه‌ای هم نیست.

زندگی‌های مشترکی که هر لحظه آن پر است از محبت و بدون رخنه‌ها ساخته شده و اگر سوراخی هم در آن پیدیدار شده

بسرعت در همان مراحل اولیه گرفته شده و اثرات به دخالت تبدیل نگشته باید قدر دانست و آنها را الگو معرفی نمود.

و نمونه بارز آن زندگی دخت پیامبر با پسر عم پیامبر است. این زندگی و پیوند بقدری عالی است که باید سر مشق همه قرار گیرد.

محبتی که بهم داشتند٬ همکاری که در فکر و کار بهم می‌نمودند. همه مشکلات را براحتی پشت سر می‌گذاشتند

و از طرفی در امور هم نیز دخالت نمی‌کردند ور نه فرزندانی چون حسن وحسین و زینب و ام‌کلثوم هم تحویل نمی‌دادند.

از هر دقیقه زندگی مشترک و هر لحظه‌ای که از آن با درستی طی می‌شود به خود تبریک بگویید.

و هر مرحله‌ای که صحیح  طی می‌کنید باید  قدرش را بدانید و سعی کنید الگوها همیشه سرمشق باشند تا انحراف ایجاد نگردد

و به بهتر نمودن آن تلاش کنید و قدر آنرا بدانید.

برای اینکار مواظف باشید مرزها باقی بماند و حرمت‌ها از بین نرود و گر نه آب و روغن قاطی خواهد شد

حتی کمی از آن هم خوب نیست و اثر آن هم شاید قابل جبران نباشد.

خدایا ما را در شناخت بهتر زندگی مشترک یاری فرما

و مددمان ده که بتوانیم آن مرزهای گسترده زندگی مشترک را نگسلیم.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 10:45از موضوع :اجتماعي ارسال نظر . 1 نظر وجود دارد

5 آذر 1387

تخصص

بنام ایزد منان

او اینجا تنها کسی است که برای یک حرکت منظم همواره خود در خط اول قرار گرفته.

هرچه فکر می‌کنم که او چه دارد که سالها برقرار است٬ جوابی جز این اندیشه برایش نمی‌یابم.

باز هم این تفکر را ادامه می‌دهم که شاید جوابی دیگر بیابم.

انگار این سخترین کار من شده است.متخصص واقعي كم است اما يكي‌اش هم بزرگ است.

حتماٌْ جوابی برای آن خواهم یافت!

اینک طلائه داری او را باور می‌کنم.

ای کاش جوابی برای آن پیدا کنم.

وای که چه لج‌باز می‌نماید و این فکرهای من درجا می‌زند.

بالاخره تا آنروز که گره افتاد در کاری ٬ همه اشاره به او کردند و مرا حواله به او دادند.

او درد را می‌دانست و شکافت مسئله را و سپس حل کرد به راحتی.

او تخصص داشت و به یک کلام زیبا متخصص بود در کار و دانش خود.

 یافتم جواب خود که او  از چه روی محترم است و متواضع.

و او یک متخصص متواضع متعهد بود.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 14:19از موضوع :اجتماعي ارسال نظر . 0 نظر وجود دارد

25 آبان 1387

اقتصاد دانان دانشمند

  یا حق 

هنوز در فکرم که یک عده که خود را دانشمند می‌دانند و عملکرد دولت را هر روز سیاه جلوه می‌دهند و خود را دانشمند می‌نامند نه اینکه باشند.

 یکبار
فقط یکبار به عملکرد خود نگاه یا نیم نگاهی نمی‌اندازند؟


آقای حسین عبده‌تبریزی  که خواستار تنش زدایی و رابطه با جهان استکبار هستی


و همین چند وقت پیش در دولت جدید و قبلی رئیس بورس بودی و کارهای دولت را سیاه می‌بینی

اگر راهکاری داری بهتر است که رو کنی

 و اگر نداری بهتر است به کارنامه کارهای خودت نگاهی بی‌اندازی

شما در بورس من نمی‌دانم چه عملکردی داشتی یعنی بهتر است که اشاره نکنم!

ولی می‌دانم که  بودن در هیئت مدیره شرکت سهام طلایی استان کرمان بسیار موفق بوده‌ای!!!!

که بهتر است جوایز ملی و جهانی را به شما یکجا و جایزه نوبل اقتصاد را هم امسال گرفته و به شما تقدیم دارند!!!

چرا که این شرکت جز کلاه گزاری بر سر صدهاهزار ایرانی و کرمانی چیزی انجام نداشته

اگر این نوع عملکرد شما باشد که هست

و می‌دانیم فعالیتهای دولت احمدی نژاد در یک لحظه طومار دزدیهای شما را بسته شاید چنین تاختن بر دولت درست باشد اما بهتر است که رویش اسم دلسوزی نگذارید

بلکه سیاه نمایی برای برگشتن بر سر کار خود و یا بهتر است بگویم دزدی های قبلی بگذارید که درست باشد.

ولی شما از دوران هاشمی و رانتهای کارگزارانی و .... این سهام طلایی را راه انداختید و هیچ گاه هم سودی به مردم ندادید چه در درخشانترین دوران دولتهای اقتصادی و یا در دوران دولت خاتمی و هم اکنون و شما کی ....؟

برای مردم جواب داده‌اید؟

شما کی روشهای اقتصادیتان درست از کار در آمده است؟

از شما ها جز این هم انتظار نیست تا بوده‌اید کارنامه‌تان درخشش نداشت که هیچ سیاه هم بود

نمونه‌اش بورس است و شرکت تعاونی سهام طلایی که نه مجمع عمومی دارید و نه معلوم است سودها و اصل پولها در چه مسیری و... هزینه کرده‌اید!

آیا بعد از 12 -13 سال یکبار بطور روشن بیلان داده‌ای؟

و آقای ستاری فر شما که عملکردت در ریاست سازمان مدیریت پیش روست

از اول آمدنت تا انتهای رفتند چه کردی؟

شما که باید دولت را کوچک می‌کردی در پایان دوره ریاست نه اینکه دولت را کوچک نکردی

 بلکه سازمان گرامی خودت را بیش از ده برابر بزرگتر کردی البته کاش کارش را برتر می‌کردی!

فقط تعداد نیروهای آنرا افزایش دادی

و عملکردش را وارونه کردی و سیاه!

حالا چطور شد که همه کارهای دولت فعلی سیاه است و کار شما٬

هیچی؟

شما حق داری فقط بگویی من این کارهای برجسته را در زمان مسئولیتم خوبتر از قبل انجام دادم با شاخص بگو

البته از نوعی که من نوشتم نیاز نیست بگویی که پرونده‌ات بروشنی پیش مردم است

با اجرا نکردن اصل 44 یا واگذاری کارخانه‌ها و شرکتهای دولت به مدیران خودش با ثمن بخس

کاش روشن و واضع می‌گفتید که چه مرگتان است

اگر منظورتان مردم است که شما در دوران مسئولیت‌تان آنها را سیاه بخت کردید

و بهشان بی‌توجی و گاهاً لشکر قابلمه بدست تعبیر فرمودید

آقای شیرکوند معاون وزیر اقتصاد!

شما هم ظاهراً یادت رفته که چقدر عملکردتان در زمان نه چندان دور در پیش روست

انتظار است که شما هم پرونده کاری خودت را ورق بزنی ببینی سخنانی که در زمان مسئولت از رادیو تلویزون خورد مردم می‌دادی

با توصیه‌های کنونی ات همخوانی دارد؟

ما که نمی‌بینیم شاید شما می ببنید؟

ای کاش ما این سخنان را از زبان اقتصاد دانهایی می شنیدیم که در کرسی درس بودند

آنها که خود دستی بر آتش نداشتند قابل پذیرش تر بود

ولی آنها خود می دانند که در عمل خیلی از تئوریها نه قابلیت اجرا دارند نه صلاح اجرا.

و همیشه بر این اصل تکیه دارند که تصمیم آخر را سیاست می گیرد و اقتصاد راهنماست.

حالا این بر کرسی نشینان درس اقتصاد دانشگاه که هیچگاه در عمل خرابکاری نداشته‌اند یعنی عملی نداشته‌اند اینقدر انصاف دارند که مسائل تئوری اقتصاد همه درست قابل پیاد کردن نیستند

و جهان غرب نمونه در پیش روست.

ولی شما که خود روزی در سر کار بوده‌اید و بعضاً هم‌اکنون نیز هستید چطور شده است که اینقدر از جاده انصاف بدور افتاده‌اید

و هیچ نه راه‌کار می‌دهید و نه عملکرد خودتان را مد نظر

آنگاه همه چیز را سیاه مشاهده می‌کنید

همه می‌دانند برای یک مسئله کوچک اقتصادی راهای برون رفت بسیار دارد و هر کس روشی را می‌پسندد یا بهتر می‌داند

ولی یک عده از شما فقط برای دو روز دنیا و بر سر قدرت رفتن و دوباره بر گشتن برای آن رانتهای قبلی یاد گرفته‌اید بگوید این روش غلط است

آنهم از نوع مطلق‌اش

ای کاش برای حل مشکل راه حل هم می‌دادید

یا مثال می‌زدید

یا زمان خودتان را بازگو می‌کردید

آیا اجرا نکردن برنامه‌های پنج ساله عملکرد شما نیست؟

آیا هدف مند نکردن یارانه‌ها برای باقی ماندن بر اریکه قدرت از شما نیست؟

آیا خلاف برنامه کوچک سازی دولت بزرگ کردن شرکتهای دولتی و افزایش حجم هزینه‌های آن از شما نیست؟

پس می‌توان گفت که شما هیچگاه برای مردم دلسوزی نکرده‌اید

و امروز هم برای خودتان دل می‌سوزانید.

|لينك ثابت| نوشته شده توسط علي اكبري در ساعت 18:14از موضوع :تحليل روز ارسال نظر . 3 نظر وجود دارد


[ آخرین صفحه ] [ صفحه 1 از 7 ] [ صفحه بعد ]